محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
295
مجمع الانساب ( فارسى )
عالم و عالميان . ذكر بغداد خاتون او دختر چوپان بود و در اوايل زن امير اعدل جوانبخت شيخ حسن نويان كه از تبار ايلكان نوين است و از نسل امراى بزرگ كه منزلتى در حضرت چنگيز خان داشتند ، او بيش نمانده و امروز مدار مملكت ايران زمين بر وى است و مربى پادشاه زمين و زمان مظفر الدنيا و الدين محمد خان خلد اللّه ملكه است بود و از وى دو پسر دارد . پس چون دل سلطان بو سعيد مايل اين خاتون بود و چوپان و دمشق برافتادند از آنجا كه آيين و رسم مغول است پادشاه بو سعيد ، بغداد را تصرف نمود و شيخ حسن نويان را خاتونى بزرگ بخشيد و سيورغاميشى فرمود و شيخ حسن نيز به فراق بغداد راضى شد و شرعا او را سخن گفت و زن پادشاه وقت شد و زنى چنان عالى همت بود كه در امور مملكت شروع پيوست و به نام او در اطراف ممالك يرليغ روان شد و تنعمات بيحد راند اما همه وقتى امراء حضرت و وزير و اركان دولت باز مىنمودند كه عقد اين زن را با پادشاه دل پاك نباشد و زنان را وفا نيست بايد كه پادشاه بر وى ايمن نشود . بو سعيد خان قبول نمىكرد و با وى در يك جامه مىبود هر دو از يك گريبان سر بيرون كرده . پس چون دختر دمشق خواجه - دلشاد خاتون - كه امروز بر تخت عز و سعادت است و خاتون نويان اعظم اعدل زيدت معدلته است پيش بغداد مىبود به حكم آن كه برادرزادهء او بود و تربيت مىكرد چون به حد بلوغ رسيد و هم اوجاور داشت و هم زيبايى - از آنجا كه آيين مغول آن است كه هركجا دخترى خوبروى باشد از آن امرا به خدمت خان برند تا خان تصرف نمايد - بغداد خاتون آن دختر را فداى « 26 » سلطان بو سعيد كرد و سلطان او را بپذيرفت . چون مدتى زن سلطان بود ، بغداد از كردهء خود پشيمان شد و هيچ فايده نمىداد غصه مىخورد . على هذا چون سلطان بو سعيد وفات يافت بغداد خاتون همان سر تجبر و تكبر نمىنهاد و گردن عظمت نرم نمىكرد و سر بر خط ارپا خان نمىآورد و ارپا هرچند مىخواست تا او را از براى روان سلطان بو سعيد تعرضى نرساند ممكن نمىشد . و حساد بغداد خاتون در خدمت ارپا عرضه دادند
--> ( 26 ) . محتملا « قما » است .